به نام عقل، عشق، تعادل و صلح.![]()
ماتریکس و صلح
الان که میخوام این پست رو بنویسم دارم فوتبال هم میبینم، چه شود!! مطلب ماتریکس با فوتبال. دوست دارم لیورپول ببازه. خوب میدونید طرفدار منچستر، بارسلون و رم هستم. بگذریم، برسیم به ماتریکس.![]()
خوب من قرار بود راجب موضوعاتی که در آرشیو موضوعی گذاشتم اول توضیح بدم بعد به اون مطالب بپردازم. شاید عده ی زیادی از کسانی که این مطلب رو میخونن مثل من فیلم ماتریکس رو دیده باشن، فیلمی که در سال 1999 اکران شد و من هم موفق شدم در همان سال این فیلم رو ببینم. این موضوع از هفتگانه موضوعات من مستقیما به این فیلم بر میگرده و نتایجی که میخوام از پرداختن به درونمایه ی این فیلم فوق العاده بگیرم.![]()
ابتدا باید راجب لغت ماتریکس صحبت کنم: ماتریکس در لغت به معنای زهدان، رحم و همچنین قالب و جهان مجازی است. اینجا باید متذکر بشم که برای آشکار کردن درونمایه ی ماتریکس از فیلنامه این فیلم و همچنین هزاران مقاله و نقد و مطلبی که راجب این فیلم در نشریات منتشر شده و همچنین در دنیای مجازی نت خوندم استفاده کردم. مطالبی که در طی این ۹ سال کنکاش به دست آوردم بسیار قابل تامل هست و به شما دوستان عزیز هم نشان خواهم داد.در ضمن اولین و بهترین کتابی که در مورد ماتریکس خوندم، ماتریکس: مکاشفه ی قرن ترجمه ی سارا صفاتی و فرهاد ارکانی بود.
امیدوارم بتونم از درونمایه ی ماتریکس به آن چیزی که مطمئنا یگانه سرمایه ی بشریت است برسم، صلح که به همراه آزاد اندیشی اصلی ترین سخن ماتریکس است. از انیمیشن ماتریکس یا همون انیماتریکس شروع میکنم تا روند رو به رشد و داستان واقعی فیلم رو به درستی مطرح کرده باشم. در آخر، این پست رو با یه مسئله ی قابل اندیشه و فکر به پایان میبرم. امیدوارم همه بتونیم به حقیقت صلح دست پیدا کنیم و این امکان نمی یابد مگر با اندیشه و تفکر.
راستی پست بعدی ادامه ی مطلب مقدمه ی ماتریکسه.
ایده ی اصلی ماتریکس توهم و دنیای مجازی است، آیا گمان میکنید که ماتریکس را فهمیده اید؟ چند بار به تماشایش نشسته اید؟ یه بار؟ بیست بار؟ سی بار؟... کافی نیست!! واقعا کافی نیست!![]()
آغاز تفکر، برقراری تعادل، به امید آزادی و صلح.![]()