به نام عقل، عشق، تعادل و صلح.![]()
شکوفائی و فرزانگی
همش همین بود. فکر کنم تمام آن چیزی که میخواستم انجام شد. البته کاملا که نه، اما بخش مهم و زیادیش انجام شد. تقریبا تمام دغدغه های ذهنیم رو گفتم و درموردشون باهاتون گفتگو کردم. از 1 فروردین 1387 که تصمیم به آغاز نوشتن در این ماتریکس/وبلاگ کردم میدانستم که میخواهم تا 30 اسفند 1387 ادامه بدم و بیشتر نه. قرارم این بود که به مدت یک سال وبلاگ نویسی کنم و به هدفی که میخواهم برسم و اکنون به آن هدف رسیدم. میزان سوادم را در مورد آنچه میخواستم بسنجم، سنجیدم و دیدم که چقدر کم سوادم و خیلی بیشتر از این باید روی خویشتن کار کنم. اولین پستم شکوفائی و فرزانگی بود و اکنون نیز همچنان همنوعانم را به این مهم دعوت میکنم. خواهش میکنم سعی کنیم برای رسیدن به آزادی و صلح، فرزانه باشیم و از خود شکوفائی نشان دهیم. روی سخنم با تمامی همنوعان انسانم است و نه با ژوکرها. چرا که ژوکرها را بحث دیگر باید.
خرافاتی نیستم اما کمی شیطنت در زمینه طالع بینی را دوست دارم. گرچه فکر میکنم عده ای به آن علم نجوم میگویند و خیلی هم بهش اعتقاد دارند. بنابراین امیدوارم به این دسته از همنوعانم جسارت نشده باشد. سال پیش طبق طالع بینی چینی سال موش بود و در واقع طبیعت به سر منزل چرخش خود رسیده بود. خوب من هم سال موش هستم و در 24 سالگی مهمترین تصمیم هایم را گرفتم و هدفهایم را تعیین کردم، که البته به بخشی از آن رسیدم و به بخشی هم نه، که ماند برای امسال. یک انسانم که سعی میکنه همیشه انسان باشه با تمامی اضدادی که در وجود یک انسان هست. نمیخواهم ژوکر باشم البته فکر میکنم ژوکر بودن گاهی بد نیست البته در تقابل با ژوکرها. انسانی متعلق به سیاره زمین هستم و در طی مرز بندی های جغرافیایی در کشوری به اسم ایران به دنیا آمده ام. که البته جمله "با آن سابقه تمدن" همیشه در ذهنم فرو رفته است. در تهران و محله قیطریه پا به این ماتریکس گذاشتم و اکنون بعد از 24 سال همچنان در همانجا عمر میگذرانم و معتقدم تمامی جهان هستی و نیستی برای من انسان است و به مرزبندیها اهمیتی نمیدهم. جنسیتم مهم نیست، هرچند که فکر میکنم تاکنون تمامی دوستان وبلاگیم میدانند. از خانواده ای هستم که عده ای از هموطنانم نمیخواهند سر به تن امثال این خانواده باشد و عده ای دیگر همچنان این خانواده ها را میپرستند. خانواده ای که به قول خودش دارای لباس تبلیغ دین محمد بن عبدالله است و بسیار آن را گرامی میدارد. با سر بندی مشکی که گویا نسل اندر نسل به این آقا ختم میشود. اما من نه، من با تبلیغ ادیان ماورائی مبارزه میکنم، مخصوصا از نوع قدرت طلب آن.
کمی هم راجع به کلمه "ساحر" بنویسم. ساحر یک کلمه من درآوردی و احیانا تولید هیجان نبود. ساحر اسم خودم است. البته اسم مختصر شده ام. در سجلدم 4 کلمه است که گویا اسم و فامیلی من را تشکیل میدهند. من اولین حرف هر کلمه را به ترتیب کنار هم گذاشتم و به این شکل در آمد. "س.ا.ح.ر" که من البته این نام را به عنوان نام مستعار خودم نیز در نظر گرفتم. اینه که اسمم را تغییر ندادم و فقط اسم و فاملیم را به صورت کاملا مرتب مختصر کردم. همین. که البته کلمه ای با مفهوم تولید شد. در مورد "متعادلترین آزادیخواه ماتریکس" هم باید بگویم این وبلاگ بسته نخواهد شد و باقی خواهد ماند. در واقع این یک تریلوژی است. وبلاگ اول را که با راما آغاز کرده بودم، 01MATRIX10 نام داشت. خوب به هر حال آن را سپری کردم و به این رسیدم. یعنی "متعادلترین آزادیخواه ماتریکس". اکنون و در آخرین قسمت وبلاگی با عنوان "پس از ماتریکس" خلق کردم، که البته این یکی صرفا برای بودن است و شاید سالی یک بار بودن، ضمن اینکه هستم تا اگر کارم داشتید آنجا پیدایم کنید. به هر روی "متعادلترین آزادیخواه ماتریکس" به وبلاگی گروهی تبدیل خواهد شد که "متعادلترین آزادیخواهان ماتریکس" در آن حضور خواهند داشت و عضو خواهند شد. در واقع همنوعانم را به اینجا دعوت میکنم که آنهایی هم که متعادل و آزادیخواه نیستند، بلکه شاید در این محمل بشوند. اسمم در این ماتریکس/وبلاگ خواهد ماند اما "شاید" دیگر هیچ نوشته ای از من در اینجا نبینید. میخواستم در اینجا به نفع آقای خاتمی از این پس ادامه دهم که ایشان انصراف دادند. حال ببینم چه میشود، اگر برگشتند که اینکار را میکنم و اگر هم نه، باز باید ببینم چه میشود. همه همنوعانم را دوست دارم و امیدوارم آن درود و این بدرود را از من بپذیرید. از ملاقات با تمامی شما دوستان و هموطنان و همنوعان خوشحال و خرسند شدم. پیروز باشید و بدرود تا طلوع و غروبی دیگر.![]()
![]()
پ.ن: در مورد مطلب نصفه کاره ماتریکس و صلح هم باید بگویم که اگر مجالی ماند و کارهایم اجازه داد، در همین وبلاگ ادامه آن را خواهم نوشت.
![]()
![]()
![]()
![]()
آغاز تفکر، برقراری تعادل، به امید آزادی و صلح.![]()