به نام عقل، عشق، تعادل و صلح.![]()
منطق منابع اولیه و سیاست
درود به همه ی دوستان، میخواستم راجع به موضوع سینمای سیاسی یه مطلب خوب و آماده بنویسم ولی دیدم بعد از پستهای ماتریکس دیگه خیلی سینمایی میشه اگه بخوام این پست رو هم سینمایی بنویسم. به همین خاطر این بار از سیاست و موضوع منطق سیاسی سخن خواهم گفت و سینمای سیاسی میمونه برای دو یا سه پست بعدی.![]()
اصولا مطالبی که در موضوع منطق سیاسی مینویسم و خواهم نوشت از اصول سیاست پیروی میکنه و راجع به مبانی و بنیادهای علم سیاست؛ و هر آنچه که به صورت آکادمیک در دانشگاهها و فضاهای علمی سیاسی مطرح میشه میباشد. ضمن اینکه هر نقد و انتقاد مثبت یا منفی ای که نسبت به عملکرد سیاست دانان و سیاست مداران خواهم کرد بر اساس همین اصولی است که در دانشگاهها و فضاهای علمی- منطقی سیاسی یاد گرفتم. از همین حالا میدانم که عده ای از هم وطنان عزیز مخالف این حرف و سخن هستند چراکه معتقدند مطالب و کتب آموزشی فعلی در دانشگاههای ما از یک سری اصول غربی پیروی میکنه و مغایر با اصول و بنیادهای اسلامی حاکم بر کشور ماست؛ ایرادی نداره راجع به این موضوع هم در جایگاه خودش سخن خواهم گفت البته اگه بحثی در این زمینه بوجود بیاد.
حال میخوام راجع به یکی از اصول سیاسی صحبت کنم: اصلی که راجع به ارتباط مستقیم منابع اولیه و ثروت با قدرت است.

انسانها موجوداتی هستند که برای رفع نیازهای خود احتیاج به منابع اولیه طبیعی دارند تا به وسیله ی آن بتوانند به حیات خویش ادامه دهند، حال به تاریخچه ی جمع نشینی و شهر نشینی و یکجا نشینی و... کار ندارم و از این مطالب خواهم گذشت تا به زمان حاضر برسم؛ گرچه در گذشته هم به همین شکل بوده. انسانها از منابع اولیه جهت رفاه خویش استفاده میکنند و به تدریج این استفاده آنقدر زیاد خواهد شد که منابع اولیه ی پیرامون آنها به پایان برسد و به فکر منابع اولیه و ثروت طبیعی مکانهای دیگر بیفتند. به قول بازرس اسمیت در فیلم ماتریکس: انسانها به مثابه ویروسهایی هستند که آنقدر از جسم میزبان خود تغذیه میکنند تا به پایان برسد و بروند سراغ میزبانی دیگر.![]()
حالا از زمانی که این مرزکشیهای جغرافیایی در کره ی خاکی ما بوجود آمده و کشورها پدید آمدند منابع اولیه هم در داخل این مرزها به صورت نامتعادل تقسیم شدند. بنابراین آن دسته از انسانهایی که دارای هوش سرشار و منابع اولیه کم در داخل مرزهای خود بودند و از ثروت طبیعی خود استفاده ی کافی و وافی را برده بودند به این فکر افتادند که از منابع دیگری داخل مرزهای کشورهای دیگر که متعلق به آن مردمان بود استفاده کنند. البته بیشتر مواقع این اتفاق به خاطر طمعی بود که قدرت آن را موجب میشد. استفاده درست از منابع باعث به وجود آمدن پیشرفتهای علمی شد و پیشرفت علمی پدید آمدن قدرت را به همراه داشت و برای تداوم این قدرت احتیاج به منابع اولیه بیشتر به وجود آمد و بدین ترتیب بود که استعمار پا به عرصه ی دنیای پاک ما گذاشت. به قول اردشیر ریپورتر جاسوس اینتلیجنس سرویس انگلستان در زمان احمد شاه قاجار و رضا پهلوی در ایران: اگر همسایگان ما به کم قانع بودند (دول اروپائی)، ما هم به آنچه که خود داشتیم قناعت میکردیم.![]()
یه دوستی یه زمانی میگفت چه ایرادی داره که ایران و ترکیه و اسرائیل با هم دست اتحاد بدهند وقتی که ما هیچ متحدی در آسیا نداریم؛ عربها که پشت هم ایستاده اند، جمهوریهای استقلال یافته از شوروی سابق هم که با همند، ما در بین همسایگان خود هیچ متحدی نداریم. اولین جواب من به این دوست همین مطالب بالا بود، چراکه اتحاد با ترکیه جای بحث داره ولی با اسرائیل متحد شدن واقعا مضحکه.
این منطقه از جهان که به خاورمیانه معروفه دارای منابع سرشار از نعمتهای طبیعیه و ایران ما هم که چه عرض کنم، از لحاظ جغرافیایی در قلب جهان قرار داره و از نظر ثروت طبیعی هم که همه میدانیم. حال اگر به افکار پشت پرده ی حضور اسرائیل در این منطقه فکر نکنیم و فقط به این مسئله بیاندیشیم که حضور این رژیم در اینجا فقط برای ادامه ی بحران در این مکان خاص و سرقت منابع اولیه برای قدرت بیشتر و همچنین حضور آمریکا در این منطقه، آن هم برای قدرت بیشتر (سرقت منابع اولیه ی عراق و...) است، خوب واقعا به نظر شما دست دوستی سمت دزد دراز کردن مضحک نیست!!؟
مضحک که چه عرض کنم سهل انگاری و بی خردانه است.
متاسفانه بعضی از هم وطنان من به خاطر مشکلاتی که با نظام جمهوری اسلامی دارند با افکار بیخردانه و کج اندیشانه به صورت سهوی و ندانم کاری همه چیز را به باد فنا میدهند و بدتر اینکه متاسفانه تحصیل کرده هم هستند. درسته جمهوری اسلامی مشکل داره و مدینه ی فاضله هم نیست؛ من هم با این نظام میانه ی خوبی ندارم و اگر بخواهم نکات منفی آن را بگویم صدها پست هم کافی نیست (ضمن اینکه از نکات مثبتش هم نخواهم گذشت). اما مشکل داشتن با این نظام و همچنین اصل آن "اسلام" توجیه خوبی برای افکار بیخردانه و دوست شدن با زورگو و دزد و غارتگر نیست. ببخشید درازه گویی کردم، فقط در آخر بگم این اصل سیاسی- اقتصادی- اجتماعی که میگه منابع اولیه و ثروت طبیعی باعث بوجود آمدن قدرت میشه رو به خاطر بسپارید تا در اتفاقهای سیاسی دنیا بتوانید درست بیاندیشید. پیروز باشید و بدرود تا طلوع و غروبی دیگر.![]()
![]()
ساحر![]()
آغاز تفکر، برقراری تعادل، به امید آزادی و صلح.![]()