تبليغاتX
متعادلترین آزادیخواه ماتریکس - انتقاد سازنده یا تمسخر بیخردانه
اصل مقالهالناز شاکردوست در بی وفانیکی کریمی در سه زنالهام حمیدیسارا خوئینیها در نقابالناز شاکردوست در خدا نزدیک استالهام حمید در بچه های ابدیمهتاب کرامتی (سفیر صلح ایران) در آتش سبزشاهرخ خان و آیشواریا رای از بالیوود

دو کشیش به اسمهای ژوزف و لوسیفر کنار رودخانه ای بودند، دخترکی در آن طرف رودخانه ایستاده بود و به علت سرعت زیاد آب نمیتوانست به این طرف بیاید و کمک میخواست، ژوزف رفت آن طرف و دخترک را بغل کرد و به این طرف آورد، یک ساعتی از این ماجرا گذشت؛ لوسیفر به ژوزف گفت: ژوزف کار درستی نکردی که دخترک رو بغل کردی و روی دست به این طرف آوردی، ما کشیش هستیم و نباید چنین رفتارهایی داشته باشیم. ژوزف جواب داد: من کاری رو در 2 دقیقه انجام دادم که البته نیک هم بود، چرا که به کسی که احتیاج به کمک داشت کمک کردم و تمام شد. اما تو خودت رو نگاه کن که چه فکر مریضی داری که بعد از یک ساعت همچنان داری به آن 2 دقیقه فکر میکنی.

ساحر

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:51 توسط ساحر |